تبلیغات
امدادگر جوان
امدادگر جوان
 
قالب وبلاگ
نویسندگان

یه روز یه آقایی نشسته بود و روزنامه می خوند كه یهو زنش با 

       تابه می كوبه تو سرش.

مرده میگه: برای چی این كارو كردی؟

زنش جواب میده: به خاطر این زدمت كه تو جیب شلوارت یه كاغذ پیدا

كردم كه توش اسم سامانتا نوشته شده بود ...
ای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته

بودم اسبی كه روش شرط بندی كردم اسمش سامانتا بود.

زنش معذرت خواهی می کنه و میره به کارای خونه برسه .

.
.

.نتیجه اخلاقی: خانمها همیشه زود قضاوت میکنند 
.
سه روز بعدش مرده داشته تلویزیون تماشا می كرده كه زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگ دوباره می كوبه تو سرش !


بیچاره مرده وقتی به خودش میاد می پرسه: چرا منو زدی؟
 
 

زنش جواب میده: آخه اسبت زنگ زده بود! 
.
 

نتیجه اخلاقی 2: متاسفانه خانمها همیشه درست حس میکنند



 

 




طبقه بندی: طنز نوشته های من،
[ پنجشنبه ششم مهر 1391 ] [ 01:47 بعد از ظهر ] [ وحیده ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار و امکانات سایت

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :