تبلیغات
امدادگر جوان
امدادگر جوان
 
قالب وبلاگ
نویسندگان
پانیشمنت یا به زبون فارسی خودمون جریمه  این روزا شده برای من یک کابوس  اونم چه کابوسی البته از وقتی که کلاس زبان می روم با این موجود نازنین آشنا شده ام اما جدیدا حضورش بسیار تا بسیار در زندگی اینجانب پر رنگ تر شده واقعا برا ادمی مثل من که علاقه شدیدی به حرف زدن داره ساکت نشستن سر کلاس خیلی سخته و بدتر از اون اینکه زبون مادری ادم هم فارسی باشه و برای هر کلمه اش سر کلاس جریمه بشی از جریمه های کوچو لو و مدل خوارکی حالا بنده چوب خطم رسیده به خواندن اهنگ سر کلاس اونم اهنگ انشرلی اینقدر این چند روز اخیر این اهنگ رو گوش کردم که فکر کنم خواننده و شاعر و اهنگسازش هم دلشون برام کباب شده ولی نمی تونم ریتمیک و هماهنگ باهاش بخونم امروز هم باید سر کلاس ارائه اش بدم از همین حالا از شدت استرس دارم میمیرم اخه مگه من خواننده ام تازه همه ی اینا به درک دلم برا همکلاسی هام میسوزه که باید صدای منو تحمل کنن مطمئنم قایفه شون این شکلی میشه 


undefined




طبقه بندی: نوشته های من، خاطرات من،
[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 08:58 قبل از ظهر ] [ وحیده ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار و امکانات سایت

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :